على رفيعى

27

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

عبارت است از مرجعيّت دينى در تشريع و تبيين احكام و قضا و فصل خصومت و نيز مقام ولايت معنوى به‌عنوان انسان كامل و حجّت خدا در زمين . اهل سنّت به طور كلى به اين دو شاخه مهمّ امامت از اساس اعتقاد نداشته و درباره احدى قائل نيستند نه اينكه قائل هستند و از على عليه السلام نفى مىكنند . آنان براى هيچ يك از اصحاب ، حتّى ابوبكر ، عمرو عثمان چنين شأن و مقامى قائل نيستند ؛ از اين رو در كتاب‌هاى خودشان بر لغزش‌ها و اشتباهات مكرّر ابوبكر و عمر در مسائل دينى اعتراف نموده و اين اعتراف را از زبان خود آنان نيز نقل مىكنند ، ولى شيعه ، امامان خويش را معصوم از خطا و جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله در بيان دين مىداند . به اين بيان كه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله انسان‌هاى كاملى وجود داشتند كه صلاحيّت مرجعيت احكام و معارف دين را داشتند آن سال كه خود پيامبر صلى الله عليه و آله مرجع ، مبيّن و مفسّر دين بود . با اين تفاوت كه آنچه رسول خدا صلى الله عليه و آله مىگفت به‌طور مستقيم مستند به وحى بود ولى آنچه امامان عليهم السلام مىگويند مستند به پيامبر صلى الله عليه و آله است كه از آن طريق به وحى متصل مىشود . اساس اختلاف تشيع با ساير فرق اسلامى در مسأله امامت ، همين دو محور مهم اخير است . شيعه كه وجود آن دو را در امام ، لازم مىداند بلكه قوام امامت را در برخوردارى از آن دو ويژگى مىبيند ، جايگاه الهى براى آن قائل است و معتقد است با وجود چنين امامى كه از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله نيز معرفى شده ، جايى براى انتخاب مردم يا شورا باقى نمىماند ، ولى اهل سنّت كه چنين شأن و جايگاهى براى امام قائل نيستند ، آن را در رهبرى سياسى امت و حكومت خلاصه مىكنند و مىگويند هر كس به اين سِمَت انتخاب شد او پيشوا و زمامدار مسلمانان و خليفه پيامبر صلى الله عليه و آله است . توطئه سقيفه هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله رحلت كرد ، على عليه السلام مشغول تجهيز آن گرامى شد و مسلمانان در انتظار اقامه نماز بر پيكر مطهر وى بودند كه گروهى با ناديده گرفتن توصيه‌هاى پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به جانشينى حضرت على عليه السلام پس از خود ، بعد از بحث و گفتگوى